خیلی سعی کردم تو یه وبلاگ دیگه بنویسم حتی ساختمش ولی دیدم اون دلبستگی که به این دارم رو نمیتونم ازش چشم بپوشم .
این اولین وبلاگ زندگیم بود و با توکل به خدا و امام زمان ساختمش خیلی وقت بود بهش سر نزده بودم و دیدم کلی خاک گرفته و نمیشه به روش نگاه کرد .
یه خونه تکونی حسابی کردم
فکر کنم الان بچه ام خوب تمیز شده .
هیچ خبری نیست جز روزمرگی هائی که همه هم دارن .
سخت مشغول درس و کار هستم و فعلا که هر چی دویدم به جائی نرسیدم تا بعد از این ببینیم به جائی میرسم یا نه .
این شیطون کیه که اینهمه برام کامنت گذاشته و خودش رو معرفی نکرده ؟ یه حدسهائی میزنم ولی باز شک دارم .
این متنی هم که برام تو کامنت گذاشته همون حرفهای دکتر انوشه هست که کمتر کسی تو موبایلها نشنیده باشه .
امیدوارم همه دوستهای گلم که یه زمانی خیلی اینجا رفت و آمد میکردند چون من زیاد به اینجا می اومدم خوب خوب باشند .
به امید اینکه باز حس داشته باشم بیام اینجا و بنویسم![]()
